سرخت ...

 

یکی از سوالاتی که ذهنم رو بعد از بلوغ فکری که برای من حوالی بیست و پنج سالگی اتفاق افتاد به شدت درگیر کرده این بود که مثلا چرا اسم درخت درخته و سرخت نیست؟! واقعا چه کسی به خودش حق داده اسم درخت رو درخت بذاره؟ اصلا چه امتیازی داشته که این حق بهش اعطا شده؟ از طرف دیگه اون شخصی که حق اسم گذاری رو به این شخص اعطا کرده خودش این حق ِ اعطا رو از کجا به دست آورده؟ چقدر طول کشیده که همه ی مردم به درخت بگن درخت؟ اونم بدون وجود اینترنت و فضای مجازی و تلویزیون ملی؟ یعنی هیچ نظر مخالفی برای نام گذاری درخت وجود نداشته؟ مردمی که قبلا به درخت چیز دیگه ای میگفتن جبهه گیری نکردن در این زمینه؟

همینطور که جوابی برای این سوالهام پیدا نمیکنم کم کم ذهنم از خود زبان به لهجه های مختلفش سوق بر میداره. در مورد لهجه ها هم سوالات زیادی دارم. مثلا همین لهجه ی مشهدی از کجا بوجود اومده؟ جرقه ی گفتن اولین <مو> بجای <من> اولین بار به ذهن چه کسی خطور کرد؟ و چرا؟ نکنه واقعا اول مو بوده و طی یک انحراف و سهل انگاری یک نفر مو رو من تلفظ کرده و به این شکل لهجه ی تهرونی یکی از لهجه های فرعی و مشتق شده از لهجه ی مشهدی ممکنه باشه؟ بیایید با اولین قطار از تهران برگردیم به همون لهجه ی مشهدی خودمون.چه عواملی توی شکل گیری لهجه ها و بخصوص لهجه ی مشهدی موثر بودن؟ آب و هوا؟ کوههای هزار مسجد؟ عرض جغرافیایی؟ ارتفاع از سطح دریا؟ نزدیک بودن به رود ارس؟ دور بودن از رود کارون؟مو موخام بدونوم!

 

 

/ 0 نظر / 33 بازدید